ابزار اینستا گرام

تیک ابزارابزار اینستا گرام برای وبلاگ

ابزار تلگرام

تیک ابزارابزار تلگرام برای وبلاگ

۰

متن عربی و فارسی خطبه ی فدکیه

 اهل بیت (ع) تاریخی و اجتماعی

متن عربی و فارسی خطبه ی فدکیه

اسناد و مدارک خطبه
این خطبه از خطبه‌هایی است که علمای بزرگ شیعه و اهل سنت با سلسله سندهای بسیار آن را نقل کرده‌اند. برخی از منابع شیعه و اهل سنت که خطبه را به صورت کامل یا بخش‌هایی از آن را نقل نموده‌اند عبارتند از:
1 - شرح «نهج البلاغه» اثر «ابن ابی الحدید معتزلی».
2 - «کشف الغمه» اثر «علی بن عیسی اربلی».
3 - «مروج الذهب» اثر «مسعودی».
4 - «شافی» اثر «سید مرتضی».
5 - «علل الشرایع» اثر «صدوق».
6 - «طرائف» اثر «سید بن طاووس».
7 - «احتجاج» اثر «مرحوم طبرسی».
و ... .

متن خطبه فدکیه

بسم الله الرحمن الرحیم‌
ألحمد لله‌ علی ما أنعم، و له الشکر علی ما ألهم، و الثناء بما قدم، من عموم نعم ابتدأها، و سبوغ آلاءأسداها، و تمام منن والاها! جم عن الإحصاء عددها، و نأی‌ عن الجزاء أمدها، و تفاوت عن الإدراک أبدها و ندبهم، لاستزادتها بالشکر لاتصالها، و استحمد إلی‌ الخلائق بإجزالها، و ثنی‌ بالندب الی‌ أمثالها. و أشهد أن لا اله الا الله وحده لا شریک له، کلمة جعل الإخلاص تاویلها، و ضمن القلوب موصولها، و أنار فی الفکر معقولها. 

خدا را بر نعمت‌هایش سپاس می‌گویم، و بر توفیقاتش شکر می‌کنم، و بر مواهبی که ارزانی داشته، ثنا می‌خوانم.
بر نعمت‌های گسترده‌ای که از آغاز به ما داده. و بر مواهب بی‌حسابی که به ما احسان فرموده. و بر عطایای پی در پی که همواره ما را مشمول آن ساخته. نعمت‌هایی که از شماره و احصاء بیرون است. و به خاطر گستردگی در بستر زمان هرگز قابل جبران نیست.
و انتهای آن از ادراک انسان‌ها خارج است.
بندگان را برای افزایش و استمرار این مواهب به شکر خویش فراخوانده.
و خلایق را برای تکمیل آن به ستایش خود دعوت نموده.
و آنان را برای به دست آوردن همانند آنها تشویق فرموده.
و من شهادت می‌دهم که معبودی جز خداوند یکتا نیست. بی‌مثال است، و شریک و مانند ندارد.
این سخنی است که روح آن اخلاص است، و قلوب مشتاقان با آن گره خورده، و آثار آن در افکار پرتوافکن شده. 

الممتنع من الأبصار رویته، و من الألسن صفته، و من الأوهام کیفیته.
ابتدع الاشیاء لا من شی‌ء کان قبلها، و أنشأها بلا احتذاء امثلة امتثلها.
کونها بقدرته، و ذرأها بمشیته، من غیر حاجة منه الی تکوینها، و لافائدة له فی تصویرها إلا تثبیتا لحکمته، و تنبیها علی‌ طاعته، و إظهارا لقدرته، و تعبدا لبریته، و اعزازا لدعوته، ثم جعل الثواب علی‌ طاعته، و وضع العقاب علی‌ معصیته، ذیادة لعباده عن نقمته و حیاشة لهم الی جنته.

خدایی که رؤیتش با چشم‌ها غیر ممکن است، و بیان اوصافش با این زبان، محال، و درک ذات مقدسش برای عقل و اندیشه‌ها ممتنع است. موجودات جهان هستی را ابداع فرمود، بی‌آنکه چیزی پیش از آن وجود داشته باشد.
و همه آنها را ایجاد کرد، بی آن‌که الگو و مثالی قبل از آن موجود باشد. آنها را به قدرتش تکوین نمود، و به اراده‌اش خلق کرد، بی آن‌که به آفرینش آنها نیاز داشته باشد، یا فایده‌ای از صورت‌بندی آنها عاید ذات پاکش شود.
جز این‌که می‌خواست حکمتش را از این طریق آشکار سازد. مردم را به اطاعتش دعوت کند.
قدرت بی‌پایان خود را از این دریچه نشان دهد.
خلایق را به عبودیت خود رهنمون گردد.
و دعوت پیامبرانش را از طریق هماهنگی تکوین و تشریع قوت بخشد.
سپس برای اطاعتش پاداش‌ها مقرر فرموده، و برای معصیتش کیفرها.
تا بندگان را بدین وسیله از خشم و انتقام و عذاب خویش رهایی بخشد، و به سوی باغ‌های بهشت و کانون رحمتش سوق دهد. 

و أشهد أن أبی محمدا عبده و رسوله، إختاره و انتجبه قبل أن أرسله، و سماه قبل أن اجتبله، و اصطفاه قبل أن ابتعثه، إذ الخلائق بالغیب مکنونة، و بستر الأهاویل مصونة، و بنهایة  العدم مقرونة. علما من الله تعالی‌ بمائل [بمآل] الأمور، و إحاطة بحوادث الدهور، و معرفة بمواقع المقدور.
إبتعثه الله اتماما لأمره، و عزیمة علی‌ إمضاء حکمه، و إنفاذا لمقادیر حتمه.
فرأی الأمم فرقا فی أدیانها، عکفا علی‌ نیرانها، [و] عابدة لأوثانها، منکرة لله‌ مع عرفانها. 

و گواهی می‌دهم که پدرم محمد صلی الله علیه و آله بنده و فرستاده اوست، پیش از آن‌که او را بفرستد، برگزید؛ و پیش از آن‌که او را بیافریند، برای این مقام نامزد فرمود؛ و قبل از بعثتش او را انتخاب نمود.
در آن روز که بندگان در عالم غیب پنهان بودند، و در پشت پرده‌های هول انگیز نیستی پوشیده و به آخرین سرحد عدم مقرون بودند. این به خاطر آن صورت گرفت که خداوند از آینده آگاه بود، و به حوادث جهان احاطه داشت، و مقدرات را به خوبی می‌دانست. او را مبعوث کرد تا فرمانش را تکمیل کند، و حکمش را اجرا نماید، و مقدرات حتمی‌اش را نفوذ بخشد. هنگامی که مبعوث شد، امت‌ها را مشاهده کرد که مذاهب پراکنده‌ای را برگزیده‌اند؛ گروهی برگرد آتش طواف می‌کنند، و گروهی در برابر بت‌ها سر تعظیم فرود آورده‌اند، و با این‌که با قلب خود خدا را شناخته‌اند، او را انکار می‌کنند. 

فأنار الله بمحمد [صلی الله علیه و آله] ظلمها، و کشف عن القلوب بهمها، و جلی عن الأبصار غممها.
و قام فی الناس بالهدایة، و أنقذهم من الغوایة، و بصرهم من العمایة، وهداهم إلی‌ الدین القویم، و دعاهم إلی‌ الطریق المستقیم. ثم قبضه الله إلیه قبض رأفة و اختیار، و رغبة و إیثار، فمحمد [صلی الله علیه و آله‌] عن [من‌] تعب هذه الدار فی راحة، قد حف بالملائکة الأبرار، و رضوان الرب‌ الغفار، و مجاورة الملک الجبار.صلی الله علی‌ أبی، نبیه و أمینه علی‌ الوحی وصفیه  و خیرته من الخلق و رضیه ، و السلام علیه  و رحمة الله و برکاته.

خداوند به نور محمد صلی الله علیه و آله ظلمت‌ها را برچید، و پرده‌های ظلمت را از دل‌ها کنار زد، و ابرهای تیره و تار را از مقابل چشم‌ها برطرف ساخت.او برای هدایت مردم قیام کرد، و آنها را از گمراهی و غوایت رهایی بخشید، و چشم‌هایشان را بینا ساخت، و به آئین محکم و پا برجای اسلام رهنمون گشت، و آنها را به راه راست دعوت فرمود. سپس خداوند او را با نهایت محبت و اختیار خود و از روی رغبت و ایثار قبض روح کرد، سرانجام او از رنج این جهان آسوده شد و هم اکنون در میان فرشتگان، و خشنودی پروردگار غفار و در جوار قرب خداوند جبار قرار دارد.
درود خدا بر پدرم پیامبر صلی الله علیه و آله امین وحی، و برگزیده او از میان خلایق باد، و سلام بر او و رحمت خدا و برکاتش. 

ثم التفتت علیها السلام إلی أهل المجلس و قالت: أنتم عباد الله نصب أمره و نهیه، و حملة دینه و وحیه، و أمناء الله علی‌ أنفسکم، و بلغاؤه إلی الأمم. و زعیم حق له فیکم، و عهد قدمه إلیکم.و بقیة استخلفها علیکم: کتاب الله الناطق و القرآن الصادق، و النور الساطع، و الضیاء اللامع، بینة بصائره، منکشفة سرائره، متجلیة ظواهره، مغتبطة به أشیاعه، قائد إلی‌ الرضوان إتباعه، مؤد إلی النجاة استماعه. 

سپس رو به اهل مجلس کرد و مسؤولیت سنگین مهاجران و انصار را برشمرد و فرمود:
شما ای بندگان خدا! مسؤولان امر و نهی پروردگار و حاملان دین و وحی او هستید، و نمایندگان خدا بر خویشتن، و مبلغان او به سوی امت‌ها می‌باشید. پاسدار حق الهی در میان شما، و حافظ پیمان خداوند که در دسترس همه شماست و آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله بعد از خود در میان امت به یادگار گذارده کتاب الله ناطق، و قرآن صادق و نور آشکار و روشنایی پرفروغ اوست. کتابی که دلایلش روشن، باطنش آشکار، ظواهرش پر نور، و پیروانش پرافتخار. کتابی که عاملان خود را به بهشت فرا می‌خواند، و مستمعینش را به ساحل نجات رهبری می‌کند. 

به تنال حجج الله المنورة، و عزائمه المفسرة، و محارمه المحذرة، و بیناته الجالیة، و براهینه الکافیة، و فضائله المندوبة، و رخصه الموهوبة، و شرایعه [شرائعه] المکتوبة. فجعل الله الایمان تطهیرا لکم من الشرک، و الصلاة تنزیها لکم عن الکبر، و الزکاة تزکیة للنفس، و نماء فی الرزق، والصیام تثبیتا للإخلاص، و الحج تشییدا للدین، و العدل تنسیقا للقلوب، و طاعتنا نظاما للملة، و امامتنا أمانا من الفرقة [للفرقة]، و الجهاد عزا للإسلام، و الصبر معونة علی‌ استیجاب الأجر، و الأمر بالمعروف مصلحة للعامة. 

از طریق آن به دلایل روشن الهی می‌توان نایل گشت، و تفسیر واجبات او را دریافت، و شرح محرمات را در آن خواند، و براهین روشن و کافی را بررسی کرد، و دستورات اخلاقی و آنچه مجاز و مشروع است در آن مکتوب یافت.سپس افزود:
خداوند «ایمان» را سبب تطهیر شما از شرک قرار داده.
و «نماز» را وسیله پاکی از کبر و غرور. «زکات» را موجب تزکیه نفس و نمو روزی.
«روزه» را عامل تثبیت اخلاص.
«حج» را وسیله تقویت آئین اسلام.
«عدالت» را مایه هماهنگی دل‌ها.
«اطاعت» ما را باعث نظام ملت اسلام.
و «امامت» ما را امان از تفرقه و پراکندگی.
«جهاد» را موجب عزت اسلام.
«صبر و شکیبایی» را وسیله‌ای برای جلب پاداش حق.
«امر به معروف» را وسیله‌ای برای اصلاح توده‌های مردم. 

و بر الوالدین وقایة من السخط، و صلة الارحام منماة للعدد، و القصاص حقنا للدماء، و الوفاء بالنذر تعریضا للمغفرة، و توفیة المکاییل و الموازین تغییرا للبخس، و النهی عن شرب الخمر تنزیها عن الرجس، و اجتناب القذف حجابا عن اللعنة، و ترک السرقة إیجابا للعفة، و حرم الله الشرک إخلاصا له بالربوبیة. ف «اتقوا الله حق تقاته و لاتموتن إلا و أنتم مسلمون»، و اطیعوا الله فیما أمرکم به و نهاکم عنه، فإنه «إنما یخشی الله من عباده العلماء».

«نیکی به پدر و مادر» را موجب پیشگیری از خشم خدا.
«صله رحم» را وسیله افزایش جمعیت و قدرت.
«قصاص» را وسیله حفظ نفوس.
«وفاء به نذر» را موجب آمرزش.
«جلوگیری از کم‌فروشی» را وسیله مبارزه با کمبودها.
«نهی از شراب‌خواری» را سبب پاکسازی از پلیدی‌ها.
«پرهیز از تهمت و نسبت‌های ناروا» را حجابی در برابر غضب پروردگار.
«ترک دزدی» را برای حفظ عفت نفس.و «تحریم شرک» را برای اخلاص بندگی و ربوبیت حق. اکنون که چنین است تقوای الهی پیشه کنید، و «آن‌چنان که شایسته مقام اوست، از مخالفت فرمانش بپرهیزید، و تلاش کنید که مسلمان از دنیا بروید».خدا را در آنچه امر یا نهی فرموده، اطاعت کنید - و راه علم و آگاهی را پیش گیرید - چرا که: «از میان بندگان خدا، تنها عالمان و آگاهان از او می‌ترسند و احساس مسؤولیت می‌کنند». 

ثم قالت: أیها الناس! اعلموا أنی فاطمة، و أبی محمد صلی الله علیه و آله، أقول عودا و بدءا، و لا أقول ما أقول غلطا، و لا أفعل ما أفعل شططا.«لقد جاءکم رسول من أنفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین روف رحیم» فإن تعزوه و تعرفوه تجدوه أبی دون نسائکم، و أخا ابن عمی دون رجالکم، و لنعم المعزی إلیه صلی الله علیه و آله و سلم. فبلغ بالرسالة صادعابالنذارة، مائلا عن مدرجة المشرکین، ضاربا ثبجهم، آخذابأکظامهم، سپس فرمود: ای مردم! بدانید من فاطمه‌ام! و پدرم محمد است، که صلوات و درود خدا بر او و خاندانش باد. آنچه می‌گویم آغاز و انجامش یکی است - و هرگز ضد و نقیض در آن راه ندارد - و آنچه را می‌گویم غلط نمی‌گویم، و در اعمالم راه خطا نمی‌پویم. «به یقین رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج‌های شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان رؤف و مهربان است». هرگاه نسب او را بجویید.می‌بینید او پدر من بوده است، نه پدر زنان شما! و برادر پسر عموی من بوده است، نه برادر مردان شما! و چه پرافتخار است این نسب، درود خدا بر او و خاندانش باد! آری او آمد و رسالت خویش را به خوبی انجام داد، و مردم را به روشنی انذار کرد، از طریقه مشرکان روی برتافت و برگردن‌هایشان کوبید، و گلویشان را فشرد - تا از شرک دست بردارند و در راه توحید گام بگذارند. 

داعیا إلی سبیل ربه بالحکمة و الموعظة الحسنة.
یکسر الاصنام، و ینکت الهام، حتی‌ انهزم الجمع و ولوا الدبر ، حتی‌ تفری اللیل عن صبحه، وأسفر الحق عن محضه، و نطق زعیم الدین، و خرست شقاشق الشیاطین، و طاح  وشیظ النفاق، و انحلت عقد الکفر و الشقاق، و فهتم بکلمة الإخلاص فی نفر من البیض الخماص.

او همواره با دلیل و برهان و اندرز سودمند مردم را به راه خدا دعوت می‌کرد.بت‌ها را درهم می‌شکست، و مغزهای متکبران را می‌کوبید، تا جمع آنها متلاشی شد، و تاریکی‌ها برطرف گشت، صبح فرا رسید، و حق آشکار شد، نماینده دین به سخن درآمد، و زمزمه‌های شیاطین خاموش گشت. افسر نفاق بر زمین فرو افتاد، گره‌های کفر و اختلاف گشوده شد، و شما زبان به کلمه اخلاص (لا اله الا الله) گشودید، در حالی که گروهی اندک و تهیدست بیش نبودید!

 کنتم علی‌ شفا حفرة من النار، مذقة الشارب، و نهزة الطامع، و قبسة  العجلان، و موطئ الأقدام، تشربون الطرق، و تقتاتون الورق، أذلة خاسئین، تخافون أن یتخطفکم الناس من حولکم. فانقذکم الله تبارک و تعالی بمحمد صلی الله علیه و آله بعد اللتیا و التی، بعد أن منی ببهم الرجال و ذؤبان العرب و مردة  أهل الکتاب، کلما أوقدوا نارا للحرب أطفأها الله، أو نجم قرن للشیطان. 

آری شما در آن روز بر لب پرتگاه آتش دوزخ قرار داشتید، و از کمی نفرات همچون جرعه‌ای برای شخص تشنه، و یا لقمه‌ای برای گرسنه، و یا شعله آتشی برای کسی که شتابان به دنبال آتش می‌رود، بودید، و زیر دست و پاها له می‌شدید!و هرگاه شاخ شیطان نمایان می‌گشت‌ 

أو فغرت فاغرة من المشرکین قذف اخاه فی لهواتها، فلا ینکفئ حتی‌ یطأ صماخها بأخمصه، و یخمد لهبهابسیفه، مکدودا فی ذات الله، مجتهدا فی أمر الله، قریبا من رسول الله، سیدا فی أولیاء الله، مشمرا ناصحا، مجدا کادحا و أنتم فی رفاهیة من العیش، وادعون فاکهون آمنون، تتربصون بنا الدوائر وتتوکفون الأخبار، و تنکصون عند النزال، و تفرون عند القتال. 

و فتنه‌های مشرکان دهان می‌گشود، پدرم برادرش علی علیه السلام را در کام آنها می‌افکند، و آنها را به وسیله او سرکوب می‌نمود، و او هرگز از این مأموریت‌های خطرناک باز نمی‌گشت مگر زمانی که سرهای دشمنان را پایمال می‌کرد و بینی آنها را به خاک می‌مالید! [او (علی علیه السلام) در راه خشنودی خدا متحمل رنج و سختی گردید، و در راه انجام دستورات الهی تلاش می‌نمود و به رسول خدا صلی الله علیه و اله نزدیک و سید و سالار اولیای خدا بود. او همیشه آماده (فعالیت) و خیرخواه مردم بود و با جدیت و زحمت تلاش می‌نمود و این در حالی بود که شما در رفاه و خوشگذرانی، آسایش، نعمت و امنیت به سر می‌بردید و انتظار می‌کشیدید که برای ما (اهل‌بیت علیهم السلام) حوادث ناگوار پیش آید و توقع شنیدن اخبار (بد درباره ما) داشتید و هنگام جنگ عقب‌نشینی می‌کردید. و از نبرد فرار می‌کردید.]

فلما اختار الله لنبیه  [صلی الله علیه و آله‌] دار أنبیائه، و مأوی أصفیائه، ظهرت فیکم حسیکة النفاق، و سمل جلباب الدین، و نطق کاظم الغاوین، و نبغ خامل الأقلین، و هدر فنیق المبطلین، فخطر فی عرصاتکم ، و أطلع الشیطان راسه من مغرزه هاتفا بکم، فألفاکم لدعوته مستجیبین، و للغرة فیه  ملاحظین، ثم استنهضکم فوجدکم خفافا، و احمشکم فالفاکم غضابا، 

اما هنگامی که خداوند سرای پیامبران را برای پیامبرش برگزید، و جایگاه برگزیدگانش را منزلگاه او ساخت، ناگهان کینه‌های درونی و آثار نفاق در میان شما ظاهر گشت، و پرده دین کنار رفت، گمراهان به صدا در آمدند و گمنامان فراموش شده سربلند کردند، نعره‌های باطل برخاست و در صحنه اجتماع شما به حرکت درآمدند.شیطان سرش را از مخفیگاه خود بیرون کرد و شما را به سوی خود دعوت نمود، و شما را آماده‌پذیرش دعوتش یافت و منتظر فریبش! سپس شما را دعوت به قیام کرد و سبکبار برای حرکت یافت! شعله‌های خشم و انتقام را در دل‌های شما برافروخت و آثار غضب در شما نمایان گشت. 

فوسمتم غیر ابلکم، و أوردتم غیر شربکم، هذا و العهد قریب، و الکلم رحیب، و الجرح لما یندمل، و الرسول لما یقبر.
إبتدارا زعمتم خوف الفتنة «ألا فی الفتنة سقطوا و إن جهنم لمحیطة بالکافرین»، فهیهات منکم! و کیف بکم؟ و أنی توفکون؟ و کتاب الله بین أظهرکم، أموره زاهرة [ظاهرة]، وأعلامه باهرة، وزواجره لائحة، و أوامره واضحة، قد خلفتموه وراء ظهورکم، ارغبة عنه تریدون؟ أم بغیره تحکمون؟ بئس للظالمین بدلا. «و من یبتغ غیر الإسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الآخرة من الخاسرین».

و همین امر سبب شد بر غیر شتر خود علامت نهید، و در غیر آبشخور خود وارد شوید، - و به سراغ چیزی رفتید که از آن شما نبود و در آن حقی نداشتید و سرانجام به غصب حکومت پرداختید. در حالی‌که هنوز چیزی از رحلت پیامبر نگذشته بود، زخم‌های مصیبت ما وسیع و جراحات قلبی ما التیام نیافته، و حتی هنوز پیامبر صلی الله علیه و آله به خاک سپرده نشده بود. بهانه شما این بود که «می‌ترسیم فتنه‌ای برپا شود!»، و چه فتنه‌ای از این بالاتر که در آن افتادید؟ و همانا دوزخ به کافران احاطه دارد. چه دور است این کارها ازشما! راستی چه می‌کنید؟ و به کجا می‌روید؟با این‌که کتاب خدا - قرآن - در میان شماست، همه چیزش پرنور، نشانه‌هایش درخشنده، نواهی‌اش آشکار، اوامرش واضح، اما شما آن را پشت سرافکندید! آیا از آن روی برتافته‌اید؟ یا به غیر آن حکم می‌کنید؟ آه که ستمکاران جانشین بدی را برای قرآن برگزیدند. «و هر کس آئینی غیر از اسلام را انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از زیانکاران است». 

ثم لم تلبثوا إلا ریث [إلی ریث‌] أن تسکن نفرتها، و یسلس قیادها، ثم أخذتم تورون و قدتهاو تهیجون جمرتها، و تستجیبون لهتاف الشیطان الغوی‌، و إطفاء أنوار الدین الجلی‌، و إخماد سنن النبی‌ الصفی‌. تسرون حسوا فی ارتغاء، و تمشون لأهله و ولده فی الخمر و الضراء، و نصبر منکم علی‌ مثل حز المدی، و وخزالسنان فی الحشا.
و أنتم الآن تزعمون ألا إرث لنا؟أفحکم الجاهلیة تبغون؟ «و من أحسن من الله حکما لقوم یوقنون» أفلا تعلمون؟ بلی تجلی‌ لکم کالشمس الضاحیة أنی ابنته. أیها المسلمون أاغلب علی إرثیه؟ یا ابن ابی قحافة! أفی کتاب الله أن ترث أباک و لا أرث أبی؟ لقد جئت شیئا فریا. أفعلی‌ عمد ترکتم کتاب الله و نبذتموه وراء ظهورکم إذ یقول: «و ورث سلیمان داود».و قال فیما اقتص من خبر یحیی‌ بن زکریا إذ قال «فهب لی من لدنک ولیا یرثنی و یرث من آل یعقوب، و قال: «و أولوا الارحام بعضهم أولی‌ ببعض فی کتاب الله» و قال: «یوصیکم الله فی أولادکم للذکر مثل حظ الانثیین».

آیا از حکم جاهلیت پیروی می‌کنید؟ «چه کسی حکمش از خدا بهتر است برای آنها که اهل یقینند؟»
آیا شما این مسایل را نمی‌دانید؟ آری می‌دانید، و همچون آفتاب برای شما روشن است که من دختر اویم.
شما ای مسلمانان! آیا باید ارث من به زور گرفته شود؛ ای فرزند ابی قحافه! به من پاسخ ده! آیا در قرآن است که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم ارثی نبرم؟ چه سخن ناروایی!آیا عمدا کتاب خدا را ترک گفتید و پشت سر افکندید؟ در حالی که می‌فرماید: «و سلیمان وارث داود شد». و در داستان یحیی بن زکریا می‌گوید: «(خداوندا!) تو از نزد خود جانشینی به من ببخش که وارث من و دودمان یعقوب باشد». و نیز می‌فرماید: «و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در احکامی که خدا مقرر داشته (از دیگران) سزاوارترند». و نیز می‌گوید: «خداوند درباره فرزندانتان به شما سفارش می‌کند که سهم (میراث) پسر به اندازه سهم دو دختر باشد». 

و قال: «إن ترک خیرا الوصیة للوالدین و الأقربین بالمعروف حقا علی المتقین»
و زعمتم ألا حظوة لی و لا ارث من أبی؟ و لا رحم بیننا؟ أفخصکم الله بآیة أخرج منها أبی؟ أم هل تقولون إن أهل ملتین لا یتوارثان؟ أو لست أنا و أبی من أهل ملة واحدة؟ أم أنتم أعلم بخصوص القرآن و عمومه من أبی و ابن عمی؟ 

و نیز فرموده: «(اگر کسی مالی از خود بگذارد) برای پدر و مادر و نزدیکان به طور شایسته وصیت کند، این حقی است بر پرهیزکاران». شما چنین پنداشتید که من هیچ بهره و ارثی از پدرم ندارم؟ و هیچ نسبت و خویشاوندی در میان ما نیست؟! آیا خداوند آیه‌ای مخصوص شما نازل کرده است که پدرم را از آن خارج ساخته؟
یا می‌گویید: پیروان دو مذهب از یکدیگر ارث نمی‌برند، و من با پدرم یک مذهب نداریم؟
یا این‌که شما به عام و خاص قرآن از پدرم و پسر عمویم آگاه‌ترید؟ 

فدونکها مخطومة مرحولة، تلقاک یوم حشرک، فنعم الحکم الله، و الزعیم محمد [صلی الله علیه وآله‌]، و الموعد القیامة، و عند الساعة یخسر المبطلون و لا ینفعکم إذ تندمون، «ولکل‌ نبال مستقر و سوف تعلمون» «من یأتیه عذاب یخزیه و یحل علیه عذاب مقیم» ثم رمت بطرفها نحو الأنصار فقالت:
یا معشر الفتیة (النقیبة) و أعضاد الملة، و حضنة الإسلام! ما هذه الغمیزة فی حقی؟ و السنة عن ظلامتی؟ 

حال‌که چنین است پس بگیر آن - ارث مرا - که همچون مرکب آماده و مهار شده آماده بهره‌برداری است و بر آن سوار شو. ولی بدان در قیامت تو را دیدار می‌کند و بازخواست می‌نماییم و در آن روز چه جالب است که داور خداست، و مدعی تو محمد صلی الله علیه و آله، و موعد داوری، رستاخیز، و در آن روز باطلان زیان خواهند دید، اما پشیمانی به حال شما سودی نخواهد داشت! بدانید: «هر چیزی - که خداوند به شما داده سرانجام - قرارگاهی دارد - و در موعد خود انجام می‌گیرد - و به زودی خواهید دانست» «به زودی خواهید دانست چه کسی عذاب خوار کننده به سراغش خواهد آمد و مجازات جاودان بر او وارد خواهد شد»! سپس بانوی اسلام گروه انصار را مخاطب ساخته و با آهنگی رسا و محکم و کوبنده ادامه سخن داد و چنین فرمود: ای جوانمردان! و ای بازوان توانمند ملت و یاران اسلام این نادیده گرفتن حق مسلم من از سوی شما چیست؟ این چه تغافلی است که در برابر ستمی که بر من وارد شده نشان می‌دهید؟!

أما کان رسول الله صلی الله علیه و آله أبی یقول: «المرء یحفظ فی ولده»؟
سرعان ما أحدثتم، و عجلان ذا إهالة، و لکم طاقة بما أحاول و قوة علی ما أطلب و أزاول.
أتقولون مات محمد صلی الله علیه وآله؟ فخطب جلیل استوسع وهنه، و استنهر فتقه، و انفتق رتقه، و اظلمت الأرض لغیبته، و کسفت النجوم لمصیبته، و أکدت الآمال، و خشعت الجبال، و أضیع الحریم، وأزیلت الحرمة عند مماته. 

آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله پدرم نمی‌فرمود: احترام هر کس را در مورد فرزندان او باید نگاه داشت؟ چه زود اوضاع را دگرگون ساختید، و چه با سرعت به بیراهه گام نهادید، با این‌که توانایی بر احقاق حق من دارید، و نیروی کافی بر آنچه می‌گویم در اختیار شماست. آیا می‌گویید: محمد صلی الله علیه و آله از دنیا رفت - و با مردن او همه چیز تمام شد، و خاندان او باید به دست فراموشی سپرده شوند و سنتش پایمال گردد؟ - آری مرگ او مصیبت و ضربه دردناکی بر جهان اسلام بود. فاجعه سنگینی است که بر همه غبار غم فروریخت، و شکافش هر روز آشکارتر، و گسستگی آن دامنه‌دارتر، و وسعتش فزون‌تر می‌گردد، زمین از غیبت او تاریک، و ستارگان برای مصیبتش بی‌فروغ و امیدها به یاس مبدل گشت، کوه‌ها متزلزل گردید احترام افراد پایمال شد و با مرگ او حرمتی باقی نماند!

فتلک و الله النازلة الکبری‌، و المصیبة العظمی‌،
لامثلها نازلة، و لا بائقة عاجلة، أعلن بها کتاب الله جل ثناؤه فی أفنیتکم و فی ممساکم و مصبحکم، هتافا و صراخا، و تلاوة و ألحانا، و لقبله ما حل بأنبیاء الله و رسله حکم فصل، و قضاء حتم.
«و ما محمد إلا رسول قد خلت من قبله الرسل أفإن مات أو قتل انقلبتم علی‌ أعقابکم و من ینقلب علی‌ عقبیه فلن یضر الله شیئا و سیجزی‌ الله الشاکرین».

به خدا سوگند این حادثه‌ای است عظیم و مصیبتی است بزرگ و ضایعه‌ای است جبران ناپذیر.
ولی فراموش نکنید اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله) رفت قرآن مجید قبلا از آن خبر داده بود، همان قرآنی که پیوسته در خانه‌های شماست، و صبح و شام با صدای بلند و فریاد و - یا - آهسته و با الحان مختلف در گوش ما خوانده می‌شود، پیامبران پیشین نیز قبل از او با این واقعیت روبرو شده بودند چرا که مرگ فرمان تخلف‌ناپذیر الهی است. آری قرآن صریحا گفته بود: «محمد صلی الله علیه و آله فقط فرستاده خداست، و پیش از او فرستادگان دیگری نیز بودند، آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود شما به عقب برمی‌گردید؟ (و اسلام را رها کرده به دوران جاهلیت و کفر بازگشت خواهید نمود؟) و هرکس به عقب بازگردد هرگز به خداوند ضرری نمی‌زند و خداوند به زودی شاکران (و استقامت کنندگان) را پاداش خواهد داد».

إیها بنی قیلة! أاهضم تراث أبی وأنتم بمرأی منی و مسمع، و منتدیو مجمع؟
تلبسکم الدعوة و تشملکم الخبرة و أنتم ذوو العدد و العدة، و الأداة و القوة، و عندکم السلاح و الجنة، توافیکم الدعوة فلا تجیبون، و تاتیکم الصرخة فلا تغیثون [تعینون‌]، و أنتم موصوفون بالکفاح ، معروفون بالخیر و الصلاح، و النخبة التی انتخبت، و الخیرة التی اختیرت. قاتلتم العرب، و تحملتم الکد و التعب، و ناطحتم الامم، و کافحتم البهم، لا نبرح أو تبرحون، نأمرکم فتأتمرون، 

عجبا! «ای فرزندان قیله» (قیله زن با شخصیت و شرافتمندی است بود که نسب قبایل انصار به او منتهی می‌گردد) آیا ارث من باید پایمال گردد و شما آشکارا می‌بینید و می‌شنوید، و در جلسات و مجمع شما این معنی گفته می‌شود و اخبارش به خوبی به شما می‌رسد و باز هم خاموش نشسته‌اید؟ با این‌که دارای نفرات کافی و تجهیزات ونیروی وسیع و سلاح و سپر هستید، دعوت مرا می‌شنوید و لبیک نمی‌گویید؟ و فریاد من در میان شما طنین‌افکن است و به فریاد نمی‌رسید؟ با اینکه شما در شجاعت زبانزد می‌باشید و در خیر و صلاح معروفید، و شما برگزیدگان اقوام و قبایل هستید. با مشرکان عرب پیکار کردید و رنج‌ها و محنت‌ها را تحمل نمودید، شاخ‌های گردنکشان را در هم شکستید، و با جنگجویان بزرگ دست و پنجه نرم کردید، و شما بودید که پیوسته با ما حرکت می‌کردید، و در خط ما قرار داشتید، دستورات ما را گردن می‌نهادید و سر بر فرمان ما داشتید،

حتی‌ إذا دارت بنا رحی الإسلام، و در حلب الأیام، و خضعت نعرة الشرک ، و سکنت فورة  الإفک، و خمدت نیران الکفر، و هدأت دعوة الهرج ، و استوثق[ استوسق‌] نظام الدین، فأنی‌ حرتم بعد البیان؟ و أسررتم بعد الإعلان؟ و نکصتم بعد الإقدام؟ و أشرکتم بعد الایمان؟ «ألا تقاتلون قوما نکثوا أیمانهم و هموا بإخراج الرسول و هم بدؤوکم اول مرة أتخشونهم فالله أحق أن تخشوه إن کنتم مؤمنین».

تا آسیای اسلام بر محور وجود خاندان ما به گردش درآمد، و شیر در پستان مادر روزگار فزونی گرفت، نعره‌های شرک در گلوها خفه شد و شعله‌های دروغ فرو نشست، آتش کفر خاموش گشت، و دعوت به پراکندگی متوقف شد و نظام دین محکم گشت.پس چرا بعد از آن همه بیانات قرآن و پیامبر صلی الله علیه و آله امروز حیران مانده‌اید؟ چرا حقایق را بعد از آشکار شدن مکتوم می‌دارید و پیمان‌های خود را شکسته‌اید، و بعد از ایمان راه شرک پیش گرفته‌اید؟ «آیا با گروهی که پیمان‌های خود را شکستند و تصمیم به اخراج پیامبر صلی الله علیه و آله گرفته‌اند پیکار نمی‌کنید؟ در حالی که آنها نخستین بار (پیکار با شما را) آغاز کردند، آیا از آنها می‌ترسید؟ با این‌که خداوند سزاوارتر است که از او بترسید، اگر مؤمن هستید». 

ألا قد أری‌ أن قد أخلدتم إلی‌ الخفض، و أبعدتم من هو أحق بالبسط و القبض، قد خلوتم بالدعة و نجوتم من الضیق بالسعة، فمججتم ما وعیتم، و دسعتم الذی تسوغتم.ف «إن تکفروا أنتم و من فی الأرض جمیعا فإن الله لغنی حمید».ألا و قد قلت ما قلت علی‌ معرفة منی بالخذلة التی خامرتکم و الغدرة التی استشعرتها قلوبکم، و لکنها فیضة النفس، و نفثة الغیض [الغیظ]، و خور القناة و بثة الصدر، و تقدمة الحجة. 

آگاه باشید من چنین می‌بینم که شما رو به راحتی گذارده‌اید، و عافیت طلب شده‌اید، کسی را که از همه برای زعامت و اداره امور مسلمین شایسته‌تر بود دور ساختید، و به تن‌پروری و آسایش در گوشه خلوت تن دادید، و از فشار و تنگنای مسؤولیت‌ها به وسعت بی‌تفاوتی روی آوردید. آری آنچه را از ایمان و آگاهی در درون داشتید بیرون افکندید، و آب گوارایی را که نوشیده بودید به سختی از گلو برآوردید! اما فراموش نکنید خداوند می‌فرماید: «اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید (به خدا زیانی نمی‌رسد، چرا که) خداوند بی‌نیاز و شایسته ستایش است». بدانید و آگاه باشید من آنچه را باید بگویم، گفتم، با این‌که به خوبی می‌دانم ترک یاری حق با گوشت و پوست شما آمیخته، و عهدشکنی قلب شما را فراگرفته است ولی چون قلبم از اندوه پر بود - و احساس مسؤولیت شدیدی می‌کردم - کمی از غم‌های درونی‌ام بیرون ریخت، و اندوهی که در سینه‌ام موج می‌زد خارج شد، تا با شما اتمام حجت کنم و عذری برای احدی باقی نماند. 

فدونکموها فاحتقبوهافدونکموها فاحتقبوها دبرة الظهر، نقیبة [نقبة)] الخف‌، باقیة العار موسومة بغضب الله و شنار الأبد، موصولة بنار الله الموقدة التی تطلع علی الأفئدة. فبعین الله ما تفعلون. «و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون».و أنا ابنة نذیر لکم بین یدی عذاب شدید، فاعملوا «إنا عاملون و انتظروا إنا منتظرون».

اکنون که چنین است این مرکب خلافت و آن فدک، همه از آن شما، محکم بچسبید و رها نکنید ولی بدانید این مرکبی نیست که بتوانید راه خود را بر آن ادامه دهید: پشتش زخم، و کف پایش شکافته است! داغ ننگ بر آن خورده، و غضب خداوند علامت آن است، و رسوایی ابدی همراه آن، و سرانجام به آتش برافروخته خشم الهی که از دل‌ها سربرمی‌کشد خواهد پیوست! فراموش نکنید آنچه را انجام می‌دهید در برابر خداست.
«آنها که ستم کردند به زودی می‌دانند که بازگشتشان به کجاست!»
و من دختر پیامبری هستم که شما را در برابر عذاب شدید انذار کرد، «آنچه از دست شما بر می‌آید انجام دهید، ما هم انجام می‌دهیم؛ و انتظار بکشید، ما هم منتظریم!».

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
تا 1439...

جستجو

بایگانی

عناوين برگزيده

پربازديدها

آخرين نظرات

پیشنهاد ویژه

پيوندها

محصولات سایت

شبکه های اجتماعی

کلیپ های برگزیده